عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 61

زبدة التواريخ ( فارسى )

تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » . « 1 » زبدة التواريخ . ذكر آبادان گردانيدن شهر مرو : . . . و چون يكى از اسباب تمدن بلكه از ضروريات سته آب است كه قوام معيشت انسان بدان منوط است كه « مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » « 2 » و نيز حضرت عزت - جل و علا - در ذكر نعيم آخرت هرجا كه صفت باغ و بستان و نعيم جاودان چنان مىفرمايد : به آب‌هاى روان منت نهاده كه « جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ » « 3 » ( بخش 2 ، ص 337 - 339 ) . در پايان ، ذكر اين نكته هم ضرورى مىنمايد كه با توجه به نوشتهء دكتر سيد جعفر شهيدى « تاريخ‌هاى دورهء تيمورى به بعد عيوبى از جهت رعايت نكردن بعضى قواعد دستور زبان فارسى و پيروى از برخى قواعد زبان عربى دارند » . « 4 » اين عيوب در نثر اين كتاب ، بنابر آنچه در ابتداى بحث گفتيم كه حافظ ابرو در سال‌هاى پايانى عمر و اوج پختگى نثر خود زبدة التواريخ را نگاشته ، بسيار نادر است . اگر در برخى از عبارات سفرنامهء خواجه غياث الدين به چين « اشكالات دستورى » مشاهده مىشود ، « 5 » بايد توجه كرد كه اين سفرنامه توسط حافظ ابرو نوشته نشده بوده و انشاى خواجه غياث الدين است . « 6 » بخش هشتم . شيوهء تصحيح متن براساس آنچه در معرفى نسخه‌هاى موجود گذشت ، نسخهء كتابخانهء ملك با رمز

--> ( 1 ) . سورهء 2 ، آيهء 25 . ( 2 ) . سورهء 21 ، آيهء 30 . ( 3 ) . سورهء 2 ، آيهء 25 . ( 4 ) . مقدمهء درهء نادره ، ص « گز » . ( 5 ) . مرحوم شفيع در مورد خصوصيات نحوى اين سفرنامه بحثى دارد ، نگا . مقالات مولوى محمد شفيع ، ج 3 ، ص 95 . ( 6 ) . ر . ج شود به بخش 2 ، ص 817 همين كتاب زبدة التواريخ .